پیش از انتخاب راه‌حل، فرض‌ها را به چالش بکشید

آنچه روی کاغذ درست به‌نظر می‌رسد ــ فناوری، نوع باتری یا سیستم شارژ ــ اغلب همان چیزی نیست که در عمل برای عملیات شما جواب می‌دهد. بسیاری از صاحبان ناوگان این موضوع را آشکارا بیان نمی‌کنند، اما برای برخی، همین اشتباه به قیمت کسب‌وکارشان تمام شده است. امروز در اروپا ناوگان‌هایی وجود دارند که می‌توان پیامد آن را در آن‌ها دید: هزاران وسیله نقلیه بلااستفاده، برخی همچنان در محل مشتریان سابق پارک شده‌اند و برخی دیگر سال‌هاست در پارکینگ‌ها رها شده‌اند؛ درحالی‌که ارزش فعلی آن‌ها از بدهی باقی‌مانده‌شان کمتر است. برخی دیگر کاملاً شکست نخوردند، اما ناچار شدند ناوگان، مدل عملیاتی و سیستم شارژ خود را در میانه مسیر و با هزینه‌ای واقعی بازطراحی کنند.

پروژه‌های برقی‌سازی به‌ندرت به‌دلیل یک تصمیم بد شکست می‌خورند. بیشتر اوقات، شکست زمانی رخ می‌دهد که چند تصمیم معقول، در کنار یکدیگر هماهنگ عمل نمی‌کنند.

یک ناوگان فقط به وسیله نقلیه وابسته نیست؛ به تأمین‌کننده، خدمات، قطعات یدکی، شارژ، تأمین مالی و مدل عملیاتی وابسته است که باید همگی به‌عنوان یک سیستم واحد کار کنند. ضعف در هرکدام از این بخش‌ها، دیر یا زود خود را نشان می‌دهد؛ چه در قرارداد پیش‌بینی شده باشد و چه نشده باشد.

درباره فناوری متناسب با ناوگان خود چه فرضی دارید ــ و آیا آن فرض واقعاً آزموده شده است؟

همکاری

خلاصه‌ای از نحوه کار

هر همکاری با کارمزدی ثابت و متناسب با تصمیمی تعریف می‌شود که واقعاً با آن روبه‌رو هستید، نه بر اساس فهرستی از خدمات. محدوده همکاری و کارمزد پیش از آغاز کار توافق می‌شوند. ارزیابی، داده‌های ناوگان، فرض‌ها و گزینه‌های شما را بررسی می‌کند و به توصیه‌ای واحد می‌رسد که بتوانید بر اساس آن اقدام کنید.

کارمزد بر اساس اینکه کدام وسیله نقلیه یا تأمین‌کننده را انتخاب می‌کنید، یا اینکه اساساً تصمیم به ادامه می‌گیرید یا نه، تغییر نمی‌کند.

بخش‌های زیر، زاویه‌های مختلف همین ارزیابی واحد هستند، نه شش موضوع جداگانه.

روند همکاری مشاوره‌ای·مشاهده کامل حوزه‌های تصمیم در بخش خدمات

تصمیم

چه میزان از ناوگان واقعاً باید برقی شود؟

این سؤال، پاسخ ساده بله یا خیر ندارد. پاسخ ممکن است تمام ناوگان، یک نوع وسیله نقلیه، مسیرها یا هاب‌های مشخص، یا یک گذار مرحله‌ای باشد. بخش‌های مختلف یک ناوگان می‌توانند پاسخ‌های متفاوتی داشته باشند؛ بنابراین برخورد با برقی‌سازی به‌عنوان یک تصمیم واحد، معمولاً اشتباه است.

آنچه تعیین‌کننده است، عملکرد در روزهای سخت است: طولانی‌ترین روز ماه، وسیله‌ای که شیفت خود را با شارژ ناقص آغاز می‌کند، شارژری که شب پنجشنبه از کار می‌افتد، وسیله‌ای که یک هفته در انتظار قطعه می‌ماند، و اینکه چه میزان ظرفیت اضافه برای جذب این اختلال‌ها وجود دارد. هرجا ناوگان‌های دیگر این مسیر را تجربه کرده باشند، معمولاً می‌توان مشخص کرد چه چیزی جواب داده و چه چیزی نداده است؛ و این شواهد باید بخشی از ارزیابی باشد.

آنچه دریافت می‌کنید: پاسخی روشن درباره اینکه کدام بخش‌های ناوگان شما اکنون برای برقی‌سازی آماده‌اند و کدام بخش‌ها هنوز آماده نیستند.

آیا بررسی می‌کنید که وسیله نقلیه می‌تواند یک روز عادی را طی کند، یا اینکه عملیات شما می‌تواند روزهای سخت را نیز پشت سر بگذارد؟

انتخاب فناوری

کدام وسیله نقلیه، باتری و راهبرد شارژ واقعاً مناسب است؟

پس از مشخص‌شدن اینکه چه میزان از ناوگان باید برقی شود، سؤال بعدی انتخاب پیکربندی مناسب است. وسیله نقلیه، باتری و راهبرد شارژ باید به‌عنوان یک سیستم واحد با یکدیگر کار کنند، نه اینکه جداگانه انتخاب شوند.

وسیله نقلیه باید با شیوه واقعی استفاده هماهنگ باشد: مسافت، بار، تعداد سفرها، شرایط مسیر و رفتار واقعی رانندگان. انتخاب باتری در واقع شامل دو تصمیم است: نوع باتری ــ ثابت، جداشدنی یا قابل‌تعویض ــ و اینکه اگر باتری زودتر از انتظار فرسوده شود، چه کسی ریسک آن را بر عهده می‌گیرد. شارژ نیز باید با نحوه فعالیت شما هماهنگ شود، نه اینکه عملیات مجبور شود خود را با آن تطبیق دهد؛ چه شارژ مرکزی باشد، چه پراکنده، در منزل رانندگان، سریع یا مبتنی بر تعویض باتری.

یک وسیله نقلیه که از نظر فنی برتر است، همچنان می‌تواند انتخاب اشتباهی باشد اگر پشتیبانی پشت آن ــ زمان پاسخ‌گویی، تکنسین‌های آشنا با محصول و قطعاتی که در دسترس نگه داشته می‌شوند ــ نتواند آن را در حال کار نگه دارد.

آنچه دریافت می‌کنید: ترکیبی مشخص از وسیله نقلیه، باتری و شارژ که با نحوه واقعی فعالیت ناوگان شما تطابق دارد.

آیا یک وسیله نقلیه انتخاب می‌کنید، یا یک سیستم عملیاتی که واقعاً بتواند ناوگان شما را در حال کار نگه دارد؟

تأمین

وسیله نقلیه باید از کجا تأمین شود ــ و چه میزان از مسئولیت باید نزد خودتان باقی بماند؟

این تصمیم در عمل ادامه همان تصمیم فناوری است؛ فناوری تنها زمانی کار می‌کند که تأمین‌کننده پشت آن بتواند تعهدات خود را عملی کند. انواع مختلفی از تأمین‌کنندگان وجود دارند و تفاوت میان آن‌ها از قیمت مهم‌تر است.

برخی صرفاً تولیدکننده‌اند؛ تمرکز آن‌ها بر تولید است، مشخصات و قیمت ارائه می‌کنند، اما شواهد محدودی درباره دوام وسیله در چند سال بهره‌برداری دارند. برخی دیگر برای یک مدل، تحقیق و توسعه واقعی انجام داده‌اند و در چند بازار سابقه عملیاتی دارند. این گزینه‌ها معمولاً گران‌ترند، زیرا بخشی از هزینه‌ای که پرداخت می‌کنید مربوط به مشکلاتی است که پیش‌تر شناسایی و حل شده‌اند. مونتاژکاران محلی نیز معمولاً در دسترس‌ترند و سریع‌تر پاسخ می‌دهند، اما در بازاری با چنین حساسیت قیمتی، کاهش هزینه گاهی در بخش‌هایی اتفاق می‌افتد که تا زمان ورود وسیله به عملیات دیده نمی‌شوند.

آنچه دریافت می‌کنید: تصویری روشن از اینکه کدام نوع تأمین‌کننده با عملیات شما تناسب دارد و شکاف‌های مسئولیت در کجا قرار دارند.

وقتی قیمت پایین‌تر است، مسئولیت به کجا منتقل شده است ــ و آیا عملیات شما واقعاً توان پذیرش آن را دارد؟

مورد تجاری

برقی‌سازی تحت کدام مدل تجاری واقعاً جواب می‌دهد؟

هیچ‌یک از تصمیم‌های مربوط به فناوری یا تأمین‌کننده، تا زمانی که از نظر مالی آزموده نشوند، معنای کاملی ندارند. برقی‌سازی یک مورد تجاری واحد نیست. در بسیاری از پروژه‌ها، وسیله نقلیه عامل اصلی موفقیت یا شکست نیست؛ ساختار تجاری است که نتیجه را تعیین می‌کند: چه کسی مالک باتری است، چه کسی هزینه شارژ را می‌پردازد، تعمیر و نگهداری چگونه سازمان‌دهی می‌شود و چه کسی ریسک را بر عهده می‌گیرد.

قیمت خرید پایین‌تر می‌تواند به معنای هزینه و پیچیدگی بیشتر در سال‌های بعد باشد. بنابراین ارزیابی باید کل عمر ناوگان را در نظر بگیرد، نه فقط هزینه خرید اولیه.

یک مورد تجاری قابل اتکا باید حتی در شرایط نامطلوب نیز پابرجا بماند؛ زمانی که میزان استفاده کمتر از برنامه است، خرابی بیشتر رخ می‌دهد، باتری زودتر تعویض می‌شود یا ارزش فروش مجدد پایین‌تر است. مدلی که فقط در بهترین حالت جواب می‌دهد، یک امید است، نه یک برنامه.

آنچه دریافت می‌کنید: موردی تجاری که حتی در صورت نامطلوب‌بودن شرایط نیز همچنان قابل دفاع باقی بماند.

آیا چالش اصلی، فناوری است یا مدل تجاری پشت آن؟

پایلوت

یک پایلوت واقعاً چه باید اثبات کند؟

پایلوت فقط وسیله نقلیه را نمی‌آزماید؛ بررسی می‌کند که آیا تمام تصمیم‌هایی که تا این مرحله گرفته شده‌اند، در کنار یکدیگر کار می‌کنند یا نه. اجرای پایلوت زمانی ارزش دارد که پس از ارزیابی، یک موضوع مهم همچنان نامشخص باقی مانده باشد و طراحی آن باید دقیقاً بر همان موضوع متمرکز شود. شرایط اجرای پایلوت اهمیت دارد. مسیرهای آسان‌تر، رانندگان منتخب، بارهای سبک‌تر یا دسترسی به شارژی که در اختیار بقیه ناوگان نخواهد بود، می‌توانند پایلوت را موفق نشان دهند، بدون اینکه واقعیت عملیات را اثبات کنند.

چه نتیجه‌ای به شما می‌گوید که نباید مقیاس‌گذاری کنید؟

یک نتیجه ضعیف یا مبهم، یا شما را از یک اشتباه بزرگ‌تر نجات می‌دهد، یا دقیقاً مشخص می‌کند چه چیزی باید پیش از ادامه تغییر کند. مشاوره، پایلوت را تعریف می‌کند، شاخص‌ها را تعیین می‌کند، داده‌ها را بازبینی می‌کند و درباره مقیاس‌گذاری یا عدم مقیاس‌گذاری توصیه ارائه می‌دهد. اجرای پایلوت ــ شامل وسایل نقلیه، رانندگان، شارژ، نگهداری و عملیات روزانه ــ بر عهده شما و تأمین‌کنندگان‌تان باقی می‌ماند.

آنچه دریافت می‌کنید: شواهدی از اینکه کل مدل، پیش از هرگونه تعهد در مقیاس بزرگ، به‌عنوان یک سیستم واحد عمل می‌کند.

مشاهده طراحی و اعتبارسنجی پایلوت

شروع با تصمیم خودتان

چه سؤال شما این باشد که آیا برقی‌سازی انجام شود، چه میزان از ناوگان درگیر شود، کدام فناوری، کدام تأمین‌کننده یا کدام مدل تجاری انتخاب شود، یا اینکه نتایج یک پایلوت مقیاس‌گذاری را توجیه می‌کنند یا نه، گفتگو از عملیات شما و تصمیمی آغاز می‌شود که اکنون پیش روی شماست.

هدف فقط درست گرفتن یک تصمیم نیست. هدف این است که اطمینان حاصل شود همه تصمیم‌ها در کنار یکدیگر، به‌عنوان یک مدل عملیاتی واحد، هماهنگ و قابل اجرا هستند.